محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
494
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نفسانى شده بر زبان عطوفت بيان آورد كه از طريق مروت و شيوهء فتوت دور مينمايد كه ما آب سرد بنوشيم و چندين نفس ، از تاب حرارت و تشنگى در معرض هلاك باشند مقارن اين مقال عاطفت مآل ، آن پارچهء برف را در رود آب انداخت . پس از آن [ 271 ] اشاره فرمود كه چند نفر از مردان جلد خدمتكار كارگزار با چند قطار از استران بردعى باد رفتار ، رفته و تعبيهها در محافظت برف كرده در غايت سرعت روند و آيند و اين نوبت آن مقدار برف آوردند كه جميع قلّتهاى « 1 » نقره و مس كه در سركار پادشاه و امراى حشمت دستگاه بود ، پر از آب كرده و آن برفها درو انداخته تمامى اهل اردو خصوصا و عموما آب سرد نوشيدند و تا آن مقام محل اقامت موكب سپهر احتشام بود ، آثار اين نعمت خاص و عام بود و چون درين مدت كه ساحل آن نهر مضرب سرادقات جلال شهريار عدالت بهر بود ، مكرر جاسوسان جلد دلير و منهيان صبا سرعت قمر سير « 2 » به اطراف و اكناف آن بلاد و ديار فرستاده از هيچ طرف نشانى و از هيچ جهت گمانى از آن گمشدهء وادى جهالت و آن سرگشتهء باديهء ضلالت به نظر خيال و خيال نظر در نيامد . بنابرين خاطر خطير صاحب تاج و سرير ازين وقف و تأخير ملال يافته در آن منزل دلگير گرديد ، وجود و و عدم آن گمنام بىسرانجام را يكسان نگاشت و متوجه ضبط و نسق آن ولايت گشته زمام حكومت قصبهء وروجرد و خرم آباد را با توابع ، بدست اختيار و قبضهء اقتدار مهديقلى خان شاملو داده لواى امارت او را در آن ديار برافراشت و ربقهء تقدم و پيشوائى و محافظت و فرمانروائى باقى الوسات و احشامات لرستان را در رقبهء اهتمام و انتظام يكى از برادران شاهوردى ، سلطان حسين نام كه انوار اخلاص دولتخواهى و آثار يكجهتى باركان دولت پادشاهى از ناصيهء حال و جبهه « 3 » آمالش ظاهر بود ، قرار داده نظام و نسق مهمات آن جماعت به حسن رأى و
--> ( 1 ) - م : قلتنهاى مس ( 2 ) - م : قمر مسير ( 3 ) - م : وجهه